خرید بک لینک

من او را سپرده ام به تاریک ترین نقطه ی قلبم ..

اما به عنوان کسی که روزی دوستش داشته ام

دلم می خواهد محکم و برقرار باشَد ،

نه یک سرخورده یِ دائمالخمر !

جداً کِه منظره ی ویرانی آدما غمانگیز ترین منظره ی دنیاست .. !

برچسب: داستان,محکم, نویسنده: کسری جعفری تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 19:59

اصلا لازم نیست حرفی زده بشه با یه جمله نوشتن ، میشه فهمید که غم داره سر ریز می کنه .. حالِ غمگینی دارم .. گنگ ترین مسئله اینه که من جای هر دوشون بودَم .. پس زده شدن و پس زدن ! اصلا دلم میخواد برم سراغ هر کدوم ، بکشمشون تو بغلم سرشونو بذارم رو شونم .. بگم .. بگم .. نمی دونم چی بگم .. فک می کنم بهانه بود .. اون جملات بهانه بود .. ولی به سرانجام نرسید .. راست و درست و واضح می بینم تکه تکه شد

برچسب: داستان,غمگینی,دارم, نویسنده: کسری جعفری تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 19:59

امشب چرا انقدر حرف دارَم ؟یکی یکی باید بنویسم ولی همه چیز با هم هجوم آورده .. صب رفتم سُراغ حافظ جانم .. چه فالی بود اصن نگو و نپرس ! من همیشه ترجیح میدم از اول امیدوار باشم سفت و سخت .. محکم .. و بعدا نتیجه هر چی که بود خودمو باش وفق بدم ! و ناامیدی یا حتی تردید ( یعنی نه امیدوار نه ناامید ) همیشه منفوره برام .. یک ماه دیگه چی در انتظارمه ؟ هنوز دلم نمی خواد کاری انجام بدم .. نه می خوام رانندگی

برچسب: داستان, نویسنده: کسری جعفری تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 19:59

یه مسیر خیلی کوتاه سرمو گذاشتم رو صندلی و چشمامو بستم شک ندارم طی کردن اون مسیر ۳ دقیقه طول نکشید ! حتی صدای اون دو تا رو دیگه نشنیدم .. ولی چرا همش پشت سر هم از جلوم رد شد ؟ از همون اولِ اول تا همین آخرِ آخر .. یه جایی اون وسطا موندم ! و با خودم زمزمه کردم : من اونجا ، اون ظهر ، جلوی اون در ، وسط اون کوچه ایستاده بودم ! و اون کلمه رو شنیدم .. گذشته .. سال ها گذشته اما من هنوز دلم میخواد بعد از

برچسب: داستان,دقیقه,نبود, نویسنده: کسری جعفری تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 19:59

این یه جور مرض صعب العلاج ، نه لاعلاج می تونه باشهکه تابستونا آرزو کنی کاش پاییز می شد پاییز که شد بزنی تو سر خودت بلکه زمان زودتر بگذره باهار شه باهار که شد گیج و منگ تو یه حالی مثِ همون دائم الخمری تو چُرت باشی و باز تابستون و همون چرخه ی حال به هم زن .. حال به هم زن هست ولی دلم می خواد پاییز شه .. حسرت پاییزِ سالِ گذشته هنوز بامه .. اصن خودِ عاشقی می تونست باشه خودِ شاعری .. ولی سر که از کتاب

برچسب: داستان,شنبه,شنبه, نویسنده: کسری جعفری تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 19:59

الان که فکر می کنم " لجبازِ روانی " بهترین وصفیه که می شد راجع به من بگه !

حداقل با لج کردن دلم خنک که می شه .. حتی اگه به ضررم باشه ..

خیلی راضی ام از اینکه منتظر می مونم تا ازم سراغ بگیرن ..

می دونی از پیش قدم بودن دیگه خوشم نمیاد !

+ هوای امروز جا به جا شد .. دل آسمون واسه ما گرفت ..

برچسب: داستان,لجبازِ,روانی, نویسنده: کسری جعفری تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 19:59

صفحه بندی